جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶
سلام خدا جون....من خوبم.خداجون،چی می شدمن یه خانم دکتر باروپوش سفید بشم وتوی راهروهای بیمارستان قدم بزنم.مریض هایی که میان اون جا رومداوا کنم.دردشون رو کم کنم وشماهم ازمن راضی باشید وبه من لبخندبزنید.خداجون....من همیشه دلم می خواست یه نویسنده باشم.بیشتر داستان هایی هم که نوشتم تقریبا ناتموم موندن البته به جز داستان های کوتاهی که نوشتم:).یعنی می شه منم یه روز یه نویسنده ی مو
برچسب: خانم,دکتر,خانم,نویسنده,
نویسنده: نگار حیدریان
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 6:26